تبليغاتX
..:: عاشقان محسن چاوشی ::..








دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 23
محسن چاوشی چه جور آدمیه؟

یه آدم خاص... که هر روزش با همدیگه فرق می کنه!

میشه بیشتر توضیح بدی؟

چرا که نه... ببینید من آدم فوق العاده حسی هستم و بنابر شرایط روحی و عاطفی ام تصمیم می گیرم، نظر اطرافیانم هم خیلی برایم مهم نیست.

واقعا؟

آره... آخه اگه آدم بخواهد به میل دیگران زندگی کنه، هیچوقت نمی تونه به زندگی ایده آلش دست پیدا کنه.

برای دیدن ادامه مصاحبه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید. 

 


ادامه مطلب
        نوشته شده توسط محمد | لينک ثابت | موضوع: مصاحبه
دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 23
با اینکه در سرتاسر فیلم سنتوری صدای محسن چاوشی به همراه آهنگ هایش شنیده می شود اما در تیتراژنامی از او برده نشده است شاید این یکی از اصلاحات وارد شده به ((سنتوری)) بود که مهرجویی آن را پذیرفت ولی انصافا نمی شود ردپای چاوشی را از ((سنتوری)) پاک کرد سنتوری بی چاوشی شنیدنی نیست همانگونه که بی رادان دیدنی نیست. به هر حال اکران سنتوری در جشنواره بازتاب خوبی داشت آهنگ های چاوشی با یاری رادان آنقدر نزدیک به هم حس می شوند که تفکیک پذیریشان اجتناب ناپذیر است. محسن چاوشی از زمان ساخت قطعات این فیلم گفت تا...........

 برای دیدن ادامه مصاحبه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
        نوشته شده توسط محمد | لينک ثابت | موضوع: مصاحبه
دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 23

فيلم منتخب تماشاگران جشنواره امسال از همان روزهايي که زمزمه ساخته شدنش

 

شنيده مي شد، حاشيه ساز بود. از نگاه هميشه فلسفي و گاه تلخ داريوش مهرجويي که

 

اين بار فضايي موزيکال را در کنار تمام خصوصيات خاص فيلم هايش نشانه رفته بود تا

 

دست به دست شدن بازيگر نقش اول آن و در کنار همه اين ها حضور خواننده اي که

 

رکوددار آهنگ هاي داخلي است، همه نشانه هاي ساخت فيلمي متفاوت ولي

 

تماشاگرپسند بود. محسن چاووشي چند سالي مي شود که جزو شناخته شده ترين

 

خوانندگان داخلي است. اگرچه آلبوم ها و آهنگ هاي او پشت سر هم لو مي روند و

 

سر از سايت هاي اينترنتي و ماشين و خانه هاي مردم در مي آورند و حتي فروشگاه

 

هاي موسيقي هم آلبوم هاي او را در کنار ساير خوانندگان  قرار مي دهند و

 

مي فروشند، بدون اين که هيچ نفع مالي و حتي روحي و معنوي برايش داشته باشند.

 

او اين روزها با اين که از اکران فيلم سنتوري خوشحال است، اما با دلگيري  از اتفاقاتي

 

که براي او در حين اکران فيلم افتاده صحبت مي کند. در حين گفت وگو سعي مي کند

 

بسيار گزيده و حساب شده کلماتش را انتخاب کند و حتي بعضي مواقع يا ضبط را

 

خاموش مي کند و يا مي خواهد که قسمتي از حرف  هايش را ننويسم. هر چند مي گويد

 

که با اتفاقات اين گونه چندان بيگانه نيست و از اين رفتارها زياد ديده است.

 

قرار گفت وگو را در خانه  اي که او با پدر و مادرش در آن زندگي مي کند، مي گذارم.

 

خانه اي در مناطق مرکزي تهران که آپارتمانهايش معمولا متراژي 70-80 متري

 

دارند. در طبقه دوم يکي از همين آپارتمان ها در اتاقي 9 متري روبه روي هم نشسته

 

ايم. اتاقي بسيار ساده که موسيقي و ترانه هاي متن فيلم سنتوري در اين اتاق ساخته و

 

ضبط شده اند. در اتاق به غير از يک کامپيوتر با باندهايي بزرگ و يک کيبورد موسيقي

 

که روي دسته هاي يک صندلي گذاشته شده ، وسيله ديگري براي انجام کارهاي

 

موسيقي ديده نمي شود. بر روي ديوار هم يک تابلو با اسامي  پنج تن آل عبا به همراه يک

 

پوستر معمولي از تصوير خودش است. ظاهرا  اين تنها عکسي است که از او چهره اي

 

مشخص و واضح را نشان مي دهد. مي گويد: «اين عکس را دوستم با موبايلش گرفت.

 

کيفيت خوبي ندارد، اما نمي دانم چي شد که يک هفته بعد پوسترش را ديدم که مي

 

فروشند. اين را هم که مي بيني به ديوار زده ام. يکي از دوستانم برايم آورده وگرنه من

 

که از عکس و عکاسي و تصوير خودم فراري ام» و مي خندد.

 

محسن چاووشي در فيلم سنتوري چهار  ترانه خوانده، اما تنها توانسته يک بار و با هزار

 

زحمت و رفيق بازي فيلم را ببيند. آن هم در جشنواره، نه جاي ديگر:

 

«نه آقاي مهرجويي و نه هيچ کس ديگري از من براي ديدن فيلم دعوت نکردند. براي

 

ديدن فيلم خودم رفتم و توي صف ايستادم. يکي دو ساعتي در صف بودم، بالاخره هم

 

بليت گيرم نيامد. به هر زحمتي بود با يکي از دوستانم هماهنگ کردم و رفتم داخل و

 

فيلم را ديدم. خيلي فيلم خوبي بود. واقعا از بازي بهرام رادان لذت بردم. وقتي قسمت

 

هاي موزيک و خواندن شروع مي شد، واقعا تعجب مي کردم. بهرام رادان به قدري

 

خوب حس کارها را گرفته بود و همراه آهنگ ها لب مي زد که فکر مي کردم خودش

 

کارها را خوانده و صدا، صداي خود بهرام است.»

 

اگر تا مدتي قبل شايع بود که مي گفتند بازيگران فيلم هاي سينمايي ايران بايد از فيلتر

 

محمدرضا شريفي نيا بگذرند و انتخاب شوند، اين بار انتخاب خوانندگان فيلم ها را هم

 

مي توانيد به ادامه شايعات قبلي وصل کنيد. در انتخاب محسن چاوشي، ردپاي

 

محمدرضا شريفي نيا ديده مي شود. در حين ساخت موسيقي و ترانه هاي فيلم اتفاقات

 

جالبي براي محسن چاوشي افتاده است که هر کدام به گفته خودش، براي او خاطره

 

شده اند و او هنگام تعريف کردنشان مدام  لبخند مي زند و با خوشي از آنها ياد مي کند:

 

« سال قبل بود که پيشنهاد ساخت ترانه هاي فيلم سنتوري به من داده شد. آن روزها من

 

چندان وضع مالي خوبي نداشتم. آلبوم لنگه کفش هم لو رفته بود و شرايط روحي ام

 

خيلي بد بود. برادرزاده آقاي شريفي نيا تماس گرفت و پيشنهاد همکاري از طرف آقاي

 

مهرجويي و شريفي نيا را مطرح کرد. آدرس را گرفتم و به دفتر آقاي مهرجويي رفتم و

 

با هم صحبت کرديم. آقاي مهرجويي گفت که تمامي کارهاي من را گوش کرده و مي

 

خواهد در اين فيلم ساخت آهنگ را به من بسپارد. فکر مي کنم آقاي مهرجويي يک

 

دروغ به من گفت و من هم يک دروغ به او. او گفت که همه آهنگ هاي من را شنيده و

 

دوست دارد و من هم گفتم که همه فيلم هايش را ديده ام و دوست دارم. به هر حال

 

فيلمنامه را گرفتم و بدون قرارداد، قرار شد ترانه ها را بسازم. فيلمنامه را به حسين صفا

 

و امير ارجيني، دو ترانه سرايم نشان دادم و قرار شد که آنها ترانه ها را بسته به فضاي

 

فيلم گويند. حتي در يکي از ترانه ها، اسم «رفيق من» بيشتر قافيه ها بر وزن و قافيه

 

سنتور است. ترانه ها تاييد شد، شروع به ساخت ملودي ها کردم. همان طور که گفتم

 

آن روزها وضع مالي ام اصلا خوب نبود و براي هماهنگي با آقاي مهرجويي مجبور بودم

 

هر روز از خيابان خوش تا اقدسيه بروم و چون هر روز پول کرايه را نمي توانستم بدهم،

 

مجبور شدم با يکي از دوستانم که چند سال بود با هم قهر بوديم آشتي کنم تا با

 

ماشينش بتوانم به دفتر مهرجويي بروم...» به اين قسمت حرفش که مي رسد، با صداي

 

بلند مي خندد و سرش را تکان مي دهد، انگار خجالتي که خاص خود اوست مي گويد

 

حتي براي ساخت و ضبط ملودي هايش هيچ وسيله اي نداشته: «من يک کيبورد هم

 

براي زدن آهنگ هاي اوليه و تنظيم ملودي هاي نداشتم و همه فکرم بحث  مالي کار

 

بود. وقتي ديدم اتفاقي نمي افتد و آبي از کسي گرم نمي شود، پيش يکي از دوستانم

 

رفتم و کيبوردش را چند روزي قرض گرفتم و با هزار بدبختي کامپيوتر دوست ديگرم

 

را امانت گرفتم. وقتي آهنگ ها را ساختم و با کامپيوتر ضبط کردم، تازه سختي کارم

 

شروع شد. مانده بودم وکال و صدا را چطور ضبط کنم؟ مادرم گفت به پنجره پتو

 

مي زند تا صدا داخل نيايد. پنچره ها را پتو زديم. مشکل ديگر پيدا کردن ميکروفن

 

صدابرداري بود. همان روز رفتم کيبورد را پس دادم و به جايش ميکروفن دوستم را

 

دوباره قرض کردم. براي آرام تر بودن محيط و ضبط صدا با کيفيت خوب مجبور بودم

 

شب ها ضبط کنم. ساعت 2:30 شب که مي شد، شروع به ضبط کارها مي کردم. همه

 

باندها را مي بستم که صدا به اسپيکر و بلندگوها نرود و صدايم در آهنگ پژواک نکند.

 

مدام با هدفون کار را گوش مي کردم و مي خواندم.»

 

اما در موسيقي فيلم، اردوان کامکار هم سنتور زده است و قطعاتي که در فيلم مي بينيد و

 

مي شنويد تنها تفاوتشان با نسخه هايي که محسن چاوشي در آلبوم هايش به بازار

 

فرستاده داشتن صداي سنتور است: «اتفاقا درباره استفاده از صداي سنتور من خودم

 

خيلي تمايل داشتم. به نظرم قطعاتي که سنتور دارند و سنتور بعدا به آنها اضافه شده،

 

قشنگ تر از قطعات اوليه اند. من روز اول از حضور اردوان کامکار هيچ اطلاعي نداشتم

 

و با وضعيتي که از موقعيت مالي ام در آن روزها گفتم، براي اضافه کردن ساز سنتور به

 

موسيقي ها خيلي سختي کشيدم. چون مجبور شدم بروم قم پيش يکي از دوستانم به

 

اسم مهدي حسيني که نوازنده و مدرس سازهاي سنتي است و از او بخواهم صداي

 

سنتور را هم به قطعات اضافه کند. وقتي که قطعات کامل شد و آقاي مهرجويي کار را

 

شنيد، آنها را پسنديد و خيلي خوشش آمد و حتي يکي از آهنگ ها  را دو بار در فيلم به

 

کار برد. وقتي گفت که سنتور را قرار است آقاي کامکار بزند، شوکه شدم. بيشتر

 

ناراحتي ام براي وقت و هزينه اي بود که گذاشته بودم. تا لحظه آخر به من درباره

 

حضور آقاي کامکار چيزي گفته نشده بود.»

 

محسن چاوشي علاقه اي به گفتن مبلغ دستمزدي که براي ساخت چهار تراک و قطعه

 

فيلم سنتوري گرفته، ندارد. اما هنوز مردد است مبلغي که گرفته کل دستمزدش بوده يا

 

نه: «اگر بخواهم حساب کنم پولي که به من داده شد، پول سه قطعه شعرم بود که به

 

شاعرها دادم. من براي اين کارها خيلي سختي کشيدم و هنوز نمي دانم پولي که به من

 

داده شد پول شعرها بود يا تمام کار.»

 

فرصتي نشده تا او درباره تمام مسائل و مشکلات با کارگردان فيلم صحبت کند و از اين

 

بابت ناراحت است: «من با مهرجويي صحبت نکرده ام، چون از وقتي که آهنگ ها را

 

تحويل دادم، ديگر نديدمش و صحبتي با هم نکرديم. البته به اين برخوردها و به اين

 

وضعيت عادت کرده ام.» ضبط را خاموش مي کند و حرف هايش را که بيشتر حالت

 

درد دل دارد، شمرده تر و با خونسردي بيشتري ادامه مي دهد و در نهايت قول اين را

 

مي گيرد که چيزي درباره شان ننويسم.

 

در بين حرف هايش دوباره به  بازي خوب بهرام رادان برمي گردد و ادامه مي دهد:

 

«سيمرغ بلورين جشنواره واقعا حقش بود. وقتي فيلم را ديدم زنگ زدم و به خاطر بازي

 

اش به او تبريک گفتم و تشکر کردم و او هم متقابلا چنين برخوردي کرد. رابطه ام با

 

بهرام خوب است. در حين ساختن آهنگ ها، يکي دو جلسه او را در دفتر مهرجويي

 

ديدم و روزي که در دفتر، کارها را اجرا کرد، ديدم که خيلي خوب لب مي زند. البته

 

دوستانم مي گفتند که هميشه يک هدفون همراهش بوده که در وقت هاي بيکاري مدام

 

آهنگ ها را گوش و تمرين مي کرد. به همين دليل هم است که واقعا عالي حس کارها

 

را درآورده و آهنگ ها روي لب زدنش نشسته است، طوري که حتي خود من هم فکر

 

کردم با صداي خودش مي  خواند.»

 

محسن چاوشي وقتي فيلم را در سينما ديده، سخت تحت تاثير بعضي قسمت هاي آن

 

قرار گرفته است و حتي گريه هم کرده است: «در صحنه اي که بهرام رادان، تمام

 

زندگي اش را از دست داد و اعتيادش به بيشترين حد رسيده، در بيابان چادري زده و

 

آنجا زندگي مي کرد، در صحنه اي که داشت سوسيس سرخ مي کرد معتادها يکي يکي

 

داخل چادر او مي آمدند و او سوسيس هاي خودش را با مهرباني به آنها مي داد تا

 

بخورند، وقتي که همه غذايش را داد، خوردند، باز رفت و از نايلکس  سوسيسي درآورد

 

و شروع کرد به سرخ کردن و دادن به معتادهاي ديگر، در آن صحنه تحت تاثير بازي و

 

نفس کارش قرار گرفتم. آهنگ رفيق من هم که روي آن صحنه ها در حال پخش بود،

 

گريه ام را درآورد.»

 

محسن چاوشي با اين که در تيتراژ پاياني هيچ اسمي از خودش نديده، عصباني و حتي

 

شوکه هم نشده و با هيچ کس هم براي پيگيري و اعتراض تماس نگرفته است: «وقتي

 

کارم را براي فيلم شروع کردم، پيش بيني تمام اين اتفاقات را کرده بودم و مي دانستم

 

شايد کارم حذف شود، يا صدايم را از روي آهنگ ها بردارند و يا بعضي از قسمت

 

هايش را اصلاح کنند. به همين دليل وقتي اسمم را در تيتراژ پاياني نديدم، اصلا تعجب

 

نکردم. فقط دلگير شدم، از افرادي که وقتي کارشان به نتيجه مي رسد همه چيز را

 

فراموش مي کنند. به هيچ کس هم زنگ نزدم. از اين رفتارها زياد ديده ام. ولي واقعا

 

خوشحال شدم وقتي که اسم حسين صفا و امير ارجيني را به عنوان ترانه سرا ديدم. من

 

هم اگر حقم باشد به حقم مي رسم. همه صداي من را مي شناسند و نيازي به قايم باشک

 

بازي نيست».

 

شايد با پخش صدا و موسيقي محسن چاوشي در فيلم «سنتوري» او خود به خود مجوزدار

 

شده باشد. به هر حال  صداي او از رسانه اي همگاني که از فيلترهاي خاصي هم بايد

 

مجوز پخش بگيرد، پخش شده است. اما او خودش اين موضوع را قبول ندارد و مي

 

گويد: «قبل از فيلم سنتوري، صدا و آهنگ هاي من از تلويزيون هم پخش شده اند و

 

تلويزيون بارها آهنگ امام رضا (ع ) و کربلاي من را پخش کرده. در مقايسه با همگاني

 

بودن و نظارت، سينما قابل مقايسه  با تلويزيون نيست. دوستانم گفته اند که چند بار

 

آهنگ «بچه هاي اهواز» هم در ساعت هاي اوليه بامداد از تلويزيون پخش شده. من

 

واقعا نمي دانم وقتي کارهايم از تلويزيون هم  پخش مي شوند، چرا به من مي گويند

 

غيرمجاز؟»

 

وقتي اسم آهنگ بچه هاي اهواز را مي برد، دلش مي گيرد و از حال و هواي جنوب و

 

جنگ صحبت مي کند، محسن چاوشي بچه خرمشهر است و خانواده شان، جزو آخرين

 

خانواده هايي بوده اند که زمان جنگ شهر را ترک کرده اند و هر چه که داشته اند،

 

گذاشته اند و بيرون آمده اند و زماني که برگشته اند با ويرانه هايي غيرقابل شناسايي

 

مواجه شده اند: «همه جاي ايران زندگي کرده ايم، از کرمانشاه و مشهد و کرج تا

 

تهران. ما آواره جنگ بوديم. همه چيزمان را در جنگ از دست داده بوديم. شايد تلخي

 

بعضي از آهنگ هايم در ادامه همين حس باشد. خيلي کم دلم مي آيد که به خرمشهر

 

بروم و آنجا را ببينم. خرمشهر و جنوب پر از خاطره هاي من است.»

 

محسن چاوشي اين روزها چهار پيشنهاد خوانندگي و ساخت موسيقي فيلم از کارگردانان

 

مطرح سينماي ايران دارد که مي خواهد فعلا اسمي از آنها نبرم. به نظر مي رسد او کم

 

کم بعد از دوازده سال به قول خودش فلاکت و حق خوري ، به حقش در موسيقي رسيده

 

است. او در بيست و هشت سالگي اش تصميم دارد هر طور شده اولين آلبومش  را به

 

طور رسمي  به بازار بفرستد، به همين دليل تمامي فعاليت هايش را به خانه و اتاق

 

کوچک و ساده اش منتقل کرده است تا ديگر نتيجه اعتماد به دوستانش، لو رفتن ملودي

 

و آهنگ هايش نباشد. او تصميم گرفته که فعلا با هيچ مجله اي گفت وگو نکند و رابطه

 

هايش را کمتر کند و تمامي تمرکزش را روي آلبوم جديدش بگذارد.

 

 

 

        نوشته شده توسط محمد | لينک ثابت | موضوع: مصاحبه
دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 23

مقدمه
داریوش مهرجویی ترجیح داده برای فیلم جدیدش علی سنتوری از اهنگ های او استفاده کند این برای محسن چاوشی یک فرصت استثنایی است با محسن چاوشی از دفتر افاق فیلم بیرون امدیم تا او به سوپر مار کت کوچه بغلی برود وما از او خداحافظی کنیم محسن که رفت داخل سوپر مارکت از سه نفر جوانی که کنار در ایستاده بودند پرسیدیم محسن چاوشی را می شناسید هر سه می شناختندش ترانه هایش را دنبال می کردند اما او از جلویشان رد شده بود وهیچ کدام از سه جوان نفهمیده بودند که خواننده مورد علاقه شان همین جوان سیاه پوشی است که هر روز از سوپر مار کت محله خرید می کند برای پی بردن به خاص بودن موقعیت جای محسن چاوشی رابا بنیامین یا رضا صادقی عوض کنید و عکس العمل جوان ها را پیشبینی کنید زندگی با شهرت یا بی شهرت ؟؟ او را همه شهر می شناسند اما در روزگار انفجار اطلاعات وارتباطات هیچ کس او را به جا نمی اورد موقعیت عجیبی است امروز حتی ترانه محسن چاوشی از تلویزیون پخش شده با موفق ترین کارگردان سینمای ایران همکاری کرده اما هنوز...او را باید مرد نا مرئی موسیقی ایران محسوب کرد.

این روز ها با علی سنتوری نامت دراکثر روزنامه ها ونشریات دیده می شود؟؟
همکاری خوبی بود پسر برادر شریفی نیا تماس گرفت وگفت حاضری در این پروژه همکاری کنی قرارملاقاتی با مهر جویی داشتم وبعد از ان با محمد رضا شریفی نیا صحبت کردم وفیلم نامه را گرفتم که بخوانم
فیلم نامه برای چی ؟؟
برای این که با توجه به حال وهوای فیلم نامه ترانه واهنگ کار رابسازیم
پس کار ساخت اهنگ کاملا با خودت بوده؟؟
بله با همکار قدیمی ام امیر ارجعیینی شروع به کار کردیم ترانه هایی برای علی سنتوری سروده شد واهنگ ها هم ساخته شد همه امور را در اختیار ما قرار دادند امیر ارجعیینی مثل همیشه سنگ تمام گذاشت
وسنتور ماجرا؟؟
اساسا فیلم بر محوریت یک سنتور نواز است پس طبیعی است که سنتور یک رکن اساسی در تنظیم ترانه های فیلم خواهد بود به همین دلیل اردوان کامکار که سنتور نواز درجه یک است وارد کار شد وبا همکاری او کار ها انجام شد
اهنگ ها تلفیقی اند؟؟
موزیک پاپ است اما با پس زمینه سنتور
برای من تجسم بهرام رادان که با صدای تو بخواند مشکل بود خیلی های دیگر هم همین عقیده را داشتند
اگر حرف زدن معمولی من وبهرام را مقایسه کنی می بینی که خیلی شبیه هم است
البته کسانی که سر صحنه ضبط علی سنتوری بودند می گویند صدایت خیلی خوب روی صورت بهرام رادان می نشیند؟؟
من شب فیلم برداری کنسرت ها سر صحنه نبودم ونمی دانم چه طور شده اما شنیدم که همه راضی بودند
با خود رادان هم در باره ترانه ها صحبت کردی؟؟
بله چند بار با هم حرف زدیم برایم جالب بود که بهرام همه کارهای من را داشت ومی گفت که خیلی زیاد ترانه های من را گوش می کند
نکته جالبی که در باره ترانه های فیلم مهر جویی گفته می شد این بود که انگار همه محسن چاوشی را می شناسند این خودش یک نوع به رسمیت شناختن موسیقی محسن چاوشی است که هنوز ا لبومش از کانال رسمی بیرون نیامده ؟؟
نمی دانم چه بگویم اما به خود اقای مهر جویی هم گفتم که من هنوز به طور رسمی موفق نشده ام البومی منتشر کنم اما گفتند که ترتیب همه کارها را داده ایم شریفی نیا می گفت مهر جویی خودش مجوز است.

مهر جویی را به عنوان کار گردان روشنفکر سینمای ایران می شناسند خیلی جالب است که تو را پسندیده وبه عنوان خواننده اش انتخاب کرده به نظر خودت در موسیقی تو چه دیده که این انتخاب را کرده
این را باید از خود اقای مهر جویی بپرسید
ایا کار با مهرجویی باعث شده تغییری در نوع کارت ایجاد شود
به هر حال نوع موسیقی با بافت فیلم باید همخوان می شد در تنظیم اهنگ از ساز های سنتی بیشتر استفاده شدعلاوه بر ان کارهای من ازشروع کار تا الان تفاوت زیادی کرد هم از جنبه کلام هم ملودی و تنظیم اهنگ سنگ صبور در فیلم علی سنتوری اخرین کار واقعی من است که کاملا از ان راضی ام
این نکته قابل لمس است از نفرین به لنگه کفش رسیده ای
اگر می توانستم نفرین را از کار نامه ام پاک می کردم دوست ندارم سیاه بخوانم ترانه را مردم جدی اش گرفتند وگرنه می توان با نگاه طنز با ان روبه رو شد مگر می شود یک عاشق به معشوق اش بگوید خدا الهی بزنه تو کمرت من دیگر کار سیاه نمی خوانم ایدئو لوژی ام تغییر کرده فکر می کنم راهم را پیدا کرده ام
نسبت به البوم اولت کفتر چاهی الان چه احساسی داری
کلیت کار را الان نمی پذیرم اگر قرار بود الان کار را شروع کنم هیچ وقت با ان شعر ها کارم را شروع نخواهم کردالان شعر برای من یک رکن اساسی است به جز ترانه حمید مصدق وکفتر چاهی نسبت به بقیه اهنگ ها تعلق خاصی ندارم
یکی از بهترین ملودی ها وتنظیم های تو در تمام کارهایت را در ترانه مرگ حمید مصدق می بینیم در حالی که اساسا ملودی گذاشتن روی اشعار او کار سختی است
کتاب ده منظومه را می خواندم که مجموعه ای از اشعار شاعران بزرگ نو بود از این ترانه خیلی خوشم امد ملودی گذاشتن روی این شعر هم خیلی سخت بود میزانش خراب می شد یک جاهای هم به زور شعر را داخل ملودی جا دادیم ولی من هم از کلیت کار راضی بودم اما ان چه را شنیده اید ماکت کار بوده تنظیم اصلی متفاوت بود که هیچ کس ان را نشنیده است تنظیمی که قرار بود به ارشاد ارائه شود اما متاسفانه با پخش اینتر نتی کپی سازان همه زحمات ما بر باد رفت.

و البوم «خودكشي ممنوع»؟
من البومي را كه به عنوان «لنگه كفش» بين مردم پخش شده،قبل از «خودكشي ممنوع»كار كردم.در طول سالهاي فعاليتم،اين اهنگ ها را ساخته بودم كه باز به عنوان «البوم مستقل» پخش شد.به نوع اهنگ ها اگر دقت كنيد متوجه ميشويد كه ملودي ها و تنظيم ها،از خانواده متفاوتي اند و با هم «مچ» نيستند.يعني به عنوان يك البوم در امتداد هم نيستند.
به هر حال،همه بعد از «كفتر چاهي»،البوم «خودكش ممنوع» را شنيدند.جوري كه تمام اتومبيل ها و پاساژها و مغازه ها CD فروشي،اهنگ هايش را پخش ميكردند.
ترانه «خودكشي ممنوع»را بهاره مكرم سروده كه خيلي ها فكر ميكنند ترانه مكرم،خواهر بزرگترشكه شاعر معروف تري است،شعر ان را گفته.جوان ها كمي كم حوصله شده اند و با يك مشكل كوچك به سمت كارهاي غير عقلاني ميروند.به همين دليل،اين اهنگ را ساختم.و خواندم.اميدوار بودم بتوانم از كانال رسمي،ان را به گوش هموطنانم برسانم اما متاسفانه باز هم كساني كه اينده حرفه اي يك موزيسين برايشان اهميتي ندارد،همه چيز را خراب كردند.
درامدتان از اين البوم هايي كه از شما منتشر شده،چقدر بوده است؟
صفر.
واقعا؟
باور كنيد.من يك ريال هم از طريق البوم هايم درامد نداشته ام.

پس با چه انگيزه و اميدي،دوباره دست به كار ميشويد؟
پخش اين اهنگ ها از كانال هاي غيررسمي،تمام وقت و انرژي كه براي اين كارها گذاشته بودم،به هدر رفت.من به اميد گرفتن مجوز و پخش رسمي البوم هايم كار ميكنم اما نميدانم چگونه بعضي از اين دوست نماها،اين قدر با من دشمني ميكنند.
اما ديدي كه وجود دارد اين است كه در واقع پخش كارهاي تو،با اجازه خودت انجام ميشود و يك نوع سرمايه گذاري براي البوم هاي اينده ات است.يك جور كسب محبوبيت و شهرت.
اخر،اين ديد اشتباه است و تناقض دارد.يعني اگر البوم ها،به صورت رسمي منتشر مي شدند،موفق نميشدند؟
پس چطور اهنگ هايت به همين راحتي در دسترس قرار ميگيرد؟
خيلي عجيب است.بعضي از اين وبلاگ ها ماكت ها را به دست اورده اند و حتي اين قدر حرفه اي اند كه تنظيم ها را عوض كرده اند و با تنظيم جديد،اهنگ ها را تبليغ ميكنند.
اگر درامدي نداري چطور پول شعر و تنظيم مي دهي؟
به جز يكي دو مورد پول ترانه و تنظيم نداده ام.دوستان به خاطر علاقه و عشق به كار با من همكاري كرده اند.اما اگر موفقيتي بدست بياوريم،دوستانم را فراموش نميكنم و خوبي هايشان را جبران ميكنم.
در وبلاگ ها هم،از تو،يكي دو عكس بيشتر پخش نشده براي مصاحبه هايت هم عكس نميگيري.اين يك ژست نيست؟
نه اصلا.با پخش عكس ها،باز هم البوم هاي جديدي با ليبل جديد،منتشر ميشود.اين مساله دردسر بزرگي براي من بوجود اورده و باعث شده نتوانم به عنوان يك موزيسن رسمي،كار كنم.
در كليپ اهنگي هم كه به صورت شعرك با مهدي مقدم و فرزاد فرزين خوانده اي، تصوير مبهمي ازت ديده ميشود.
اصلا در جريان ساخت كليپ نبودم.بچه ها سفارش ساخت اهنگي به من دادند و من ان را ساختم و قسمت هاي اولش را خواندم.اما خودشان اهنگ را تغيير داده بودند و بخش هاي بعد را ميكس كرده بودند.تا حالا در هيچ كليپي حاضر نشده ام.چند روز پيش در فروشگاه غير مجاز فروش CD در خروجي يك مترو،ديدم اگهي «كليپ هاي محسن چاووشي» به شيشه مغازه چسبانده شده،به سمتش نرفتم.چند روز بعد يكي از دوستانم با فروشنده همان مغازه صحبت كرده بود و گفته بود كه چاووشي اصلا كليپي ندارد.اين را از كجا اورده اي؟فروشنده به دوستم گفته بود:«برو اقا،كاسبي ما را خراب نكن.به شما هيچ ربطي ندارد كه از كجا امده.»

داخل CD چه بود؟
بعضي از اهنگهاي مرا يك كارگردان اماتور،با يك شخصيت خيالي به صورت كليپ در اورده و به خورد خلق الله داده.
يكي از مضرات نبودن عكس از شما هم همين مساله است ديگر.
باور ميكنيد تا حالا چند تا محسن چاووشي تقلبي گرفته ايم؟چند روز پيش،منزل بودم كه دوستم زنگ زد و گفت خودت را سريع برسان به انقلاب.رفتم ديدم يك نفر،با عينك افتابي،مشغول امضا دادن به مردم است و همه او را «اقاي چاووشي» صدا مي زنند.دور و برش حسابي شلوغ بود.
ازش امضا نگرفتيد؟
خجالت كشيدم بروم سمتش.
در نهايت اين سوء استفاده ها به ضرر خودت تمام مي شود ديگر.
به اسم «محسن چاووشي» كلي كارها ميكنند و دودش به چشم من بينوا مي رود.
شايد داشتن يك وب سايت رسمي،خيلي از اين مشكلات را حل كند.
در فكرش هستم.به زودي اين كار را ميكنم.اما خود تريبون داشتن هم مشكلات خودش را دارد.يك وبلاگ داشتم كه شده بود محل نزاع طرفداران خواننده هاي مختلف.
مي رسيم به پديده «قميشي ايزم» و شباهت صداي چند نفر از خوانندگان داخلي به او.
شايد در البوم اول صدايم كمي شبيه قميشي بود،اما بعد از ان،اگاهانه نوع صدايم را تغيير دادم تا شائبه تقليد به ذهن كسي نيايد.خود ايشان هم گفته كه صداي چاووشي با صداي من فرق دارد.او نگاه مثبتي به كار من داشته و اين مساله براي من خوشايند است.
اما يكي از خواننده هاي داخلي كه سعي زيادي براي شبيه خواني دارد.در البوم جديدش حتي از صدايي شبيه صداي يك خواننده هاي دسته سوم لس انجلسي استفاده كرده تا حال و هواي كارش با نمونه اصلي شبيه شود.
به هر حال اين مسائل وجود دارد.
پس از يك دوره همكاري با رضا فؤاديان،تنظيم كننده سابق ات،ظاهرا با تنظيم كننده جديدي كار ميكني؟
با شهاب اكبري كار ميكنم كه فضاي متفاوتي را در كارهايم به وجود اورده است.اگر خدا بخواهدو موفق شوم براي البوم جديدم مجوز بگيرم،يك كار متفاوت و جديد از من مي شنويد كه مطمئنا موفق خواهد شد.
سازبندي ات عوض شده؟
بله.از سازهاي سنتي،استفاده بسيار خوبي كرده ايم و فضاي مدرن را با سازهاي ايراني تركيب كرده ايم.از تار و سه تار و كمانچه و قيچك در كنار سازهاي الكترونيك استفاده كرده ايم و حاصل كار،مرا راضي كرده است.

اين روزها براي كسي هم اهنگ مي سازي؟
براي يك خواننده جديد به نام محمد جاسمي كه خواهرزاده جلال محمديان خواننده «مردان خدا» است.او يك پرده بالاتر از تمام كساني ميخواند كه ميشناسيد.البوم او بازار را تكان ميدهد.اطمينان دارم.
ظاهرا بعد از كار موفق «علي سنتوري»،پيشنهاداتي براي فيلم هاي سينمايي ديگر هم به تو شده.
پيشنهاد بوده.اما قطعي نشده.
موسيقي مورد علاقه خودت چيست؟
راك.اگر موفق شوم يكي دو البوم موفق به بازار ارائه كنم،ان وقت كاري كه خودم ميخواهم،انجام ميدهم و يكي دو تا اهنگ راك واقعي را به مردم هديه ميكنم.كارهاي كلايدرمن را هم دوست دارم.
حالا وقتي به كارهاي گذشته ات نگاه مي كني،دوست داري كدام كارهايت را پاك كني؟
دوست ندارم منفي بخوانم.دوست ندارم در ترانه كلمه اي مثل «ميكشمت» بياورم. خواندن اين چند اهنگ اشتباه محض بود.ساده بودم و گول خوردم.اصلا به انچه مي خواندم اعتقاد نداشتم واشتباه كردم.من صدايم تلخ است اما سياه نميخوانم.فقط شعرهاي اجتماعي و عاشقانه ميخوانم.ديگر اشتباه نميكنم.
ولي حتي باز هم خوانده اي:«فكر نكنم بشه با صدتا دريا/اين همه نفرتو بشوري از من»
ولي شايد با صد و يك دريا بشود.تازه گفته ام فكر نكنم و اصلا قطعيتي ندارد.
اهنگ «امام رضا‌ (ع)‌» هم از تو پخش شد.بعضي ها ميگويند اين اهنگ هاي مذهبي را براي كسب مجوز ميخواني؟
نه به خدا.من با تمام اعتقادم و با تمام عشق و علاقم،اين اهنگها را اجرا كردم.اهنگ «راه كربلا» را هم به عشق امام حسين (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) كه ارادت قلبي زيادي به ايشان دارم،اجرا كردم

 

 

 

        نوشته شده توسط محمد | لينک ثابت | موضوع: مصاحبه
دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 23

محسن چاوشی از کجا وارد موسیقی ما شد؟

مثل بقیه.من هم از کودکی علاقه عجیبی به موسیقی داشتم و از شنیدن موسیقی لذت میبردم.همین باعث شد جرقه ای ایجاد شود و من آرام آرام خودم را به موسیقی نزدیک تر کنم.منشنوده خیلی خوبی بودم همه نوع کاری گوش میکردم البته بیشتر موسیقی کلاسیک غربیبرایم جذابیت داشت.کریستس برگ را دوست داشتم و البته سنتی ایران را هم گوش می کردم.

 

موسیقی سنتی را هم دوست داری؟

بله.البته نه همه دستگاهایش را!من کلا چهار گاه را دوست دارم.اگر دقت کنی موسیقی ای که من میسازم و میخوانم ترکیبی است از موسیقی غربی و ایرانی.

 

تو با ترانه نفرین مطرح شدی،اما الان میگویی که این کار را دوست نداری.چرا الان به اینرسیده ای؟

ببین من نمیخواهم کار خانوم حیدر زاده را زیر سوال ببرم،ولی معتقدم آدمی که عاشق است هیچ وقت معشو قه اش را نفرین نمیکند.

 

پس چرا این کار را خواندی؟

آن موقع سنم کمتر بود و از شعر هم اطلاعی نداشتم.بالاخره انسان جایزالخطاست!

 

فکر نمیکنی ترانه یعنی حس درونی؟شاید آدم گاهی به صورت لحظه ای به احساس تنفر از طرف مقابلش برسد،به نظر تو نباید این حس را ترانه کرد؟

این مساله عشق و عاشقی که مساله شخصی من نبود.در واقع ماجرای اینچنینی برای من اتفاق نیفتاده بود.من خودم را جای شاعر جا زده بودم و با حس او این کار را خواندم.با نظر  تو موافق نیستم حداقل با فکر من جور در نمی آید.

 

ولی همین نفرین اسم تو را سر زبان ها انداخت.قبول نداری که مدیون این ترانه هستی؟

نمی دانم!من در آن مجموعه کارهای بهتری هم داشتم.شعر مرحوم مصدق یا ترانه کفتر چاهی که در عین عاشقانه بودن عمیق هم بودند.راستش من الان به شهر نفرین به دیده  طنز نگاه میکنم!

 

تو به عنوان یک خواننده غیر مجاز مطرح شدی.بحث در مورد این که چگونه کارهایت به صورت غیر مجاز به بازار آمد زیاد بوده.بعضی ها می گویند تو خودت مسبب این ماجرا بوده ای وبعضی ها هم نظر دیگری در این خصوص دارند.خودت چه می گویی؟

اگر یادت باشد خودت مجوز اشعار آلبوم کفتر چاهی را که از سوی ارشاد صادر شده بود دیدی.بیشتر ترانه های من مجوز گرفته بود،بعضی اصلاحیه خورده بود و دوتایش هم هنوز مجوز نگرفته بود.این نشان میدهد که من قصد داشتم کارم را به صورت قانونی جلو ببرم  ودنبال انتشار غیر مجاز نبودم..اما این وسط یک عده برایم دردسر درست کردندوکارم را به بازار بردند!

 

خب،آن یه عده چه کسانی بودند؟

اگر میدانستم که وضعیتم بهتر از اینها بود.با این حال خودم هم بی تقصیر نبودم.آن موقع  نجربه نداشتم و کارم در اختیار خیلی ها قرار گرفته بود.من اگه میخواستم کار غیر مجاز منتشر کنم،حتما کیفیت کارهایم به این ضعیفی نبود.آن زمان ارشاد کار مستر شده قبول نمی کرد.اتود را میگرفتند و اگر اُکی میشد مجوز صادر میکردند.من هم آن کارها را اتود خوانده بودم و اگر دقت کرده باشید کار از لحاظ موزیک و وکال ضعیف است و با یک کیبورد معمولی زده شده است.

 

دقیقا کی فهمیدی که کارت به صورت غیر مجاز منتشر شده؟

دقیقا روزی که برگه اصلاحیه اشعار به دستم رسید.قرار بود اصلاحیه را انجام دهم و دنبال تنظیم نهایی کارها باشیم،اما یکی از بچه ها برایم سی دی خودم را آورد که اتفاقا پک هم داشت و مرا شوکه کرد.البته ما در اینترنت کار را تبلیغ و عوامل را معرفی کرده بودیم.در واقع به این دلیل بود که سی دی غیر مجاز آنها هم جلد هم داشت!

 

یکی از دلایلی هم که آن زمان به شهرت رسیدی،شباهت صدایت به سیاوش قمیشی بود. شباهتی که خیلی زود جایش را به یک صدای خاص داد.خودت این شباهت را قبول داری؟

بله.صدایم شباهت زیادی داشت.البته این آلبوم مال چند سال پیش است و من بعد ها سعی کردم صدایم را به دستگاه بیاورم و پخته تر کنم.

 

اما سبک کارهایت هم در یکی دو دستگاه ایرانی بود که به کارهای همان خواننده شباهت داشت؟

به هر حال دستگاه های موسیقی ایرانی برای همه قابل استفاده است.وقتی دو خواننده در  یک دستگاه خاص میخوانند،ناخودآگاه کارهایشان شبیه هم میشود.برای خود من بارها پیش آمده که یک موسیقی سنتی گوش داده ام اما خواننده اش را تشخیص نداده ام.

 

این صدایی که الان داری واقعی است یا ساخته خودت است.منظورم این است که صدایت را میسازی یا نه؟!

در یک دوره ای صدایم خیلی تغییر میکرد.الان هم صدایم نسبت به گذشته خیلی تغییر کرده. در واقع حجیم شده و خش پیدا کرده،این خش واقعی است.تو میبینی که این خش در حرف  زدن من هم شنیده میشود.

 

برسیم به آلبوم خودکشی ممنوع؟

بیشتر تراک های این آلبوم مجوز داشت.این آلبوم هم مثل آلبوم اول وارد بازار شد تا من چند قدم به عقب برگردم و برای ورود به بازار با مشکل مواجه شوم.

 

اسم یکی دو نفر از دوستان سابقت را همیشه به عنوان کسانی که کارهایت را به صورت غیر مجاز منتشر کرده اند مطرح کرده ای.در این مورد مطمئنی؟

نه.در هر صورت ما سادگی کردیم.تراک های ما دست خیلی ها بود و متاسفانه به اینجا رسیدیم. مثلا آلبوم لنگه کفش تمام تراک هایش مجوز داشت فقط مهر نهایی باقی مانده بود.در چنین  شرایطی شما فکر میکنید من دیوانه ام که کارم را به بازار بفرستم؟!؟

 

قبول داری که لنگه کفش آلبوم موفقی نبود؟

لنگه کفش آلبوم خاصی بود.در این آلبوم شعر بیشتر از هر چیز مد نظر من بود.چند روز پیش یک استاد دانشگاه از شعر لنگه کفش حسابی تعریف میکرد.

 

حالا که برای گرفتن مجوز مشکلات زیادی داری میخواهی چه کنی؟

همچنان به تلاشم ادامه میدهم.شاید به نتیجه رسیدم.

 

ممکن است باز هم از تو شنونده تراک های غیر مجاز باشیم؟

بله،بعید نیست!متاسفانه کار من دست خیلی هاست.جدیدا هم بعضی از دوستانم تا از من ناراحت  میشوند میگویند فلان کارت را پخش میکنیم! اصلا درک نمیکنند و سریع جبهه میگیرند.همه  اینها باعث شده من دچار تنش های روانی شوم و تمرکزم را از دست بدهم.اگر یک ترانه غیر مجاز دیگر از من منتشر شود،نمیدانم چه باید بکنم و چقدر باید تعهد بدهم؟من این اواخر خودم  را کلا محدود کرده ام.پیشنهادات کنسرت،کلیپ و ... را رد میکنم،عکس نمی اندازم و خلاصه سعی میکنم نشان دهم که از شهرتم که به صورت کارهای غیر مجاز بوده راضی نیستم.الان پیشنهاد کنسرت فراوان دارم،ولی نمیتوانم آنها را بپذیرم.دارم اذیت میشوم.هم از لحاظ مالی وهم از لحاظ هنری.من تا به حال یک قران هم از موسیقی کسب نکرده ام،اما همه فکر میکنند من الان سوار ماشین آخرین سیستم هستم!

 

یکسری کار با خواننده هایی مثل محسن یگانه و حامد هاکان خوانده ای که آنها هم به صورت غیر مجاز منتشر شده،در ایم خصوص بگو ...

قرار نبود این کارها پخش شود.به من گفته بودند قرار است مجوز بگیرند.مسئولیت این کارها با خود آنهاست ولی متاسفانه به اسم من در رفته است!

 

یکسری از خوانندگانی که شرایطی مشابه تو داشتند مثل رضا صادقی و بنیامین توانستند مجوز بگیرند،تو چرا نمیتوانی ؟

نمیدانم.نمیتوانم در این مورد حرفی بزنم!

 

تا حالا نسبت به این مساله اعتراض نکرده ای؟

من سرم به کار خودم است.با حاشیه کاری ندارم و از دنیای بیرون بی خبرم.بنابراین پی این ماجرا نمی روم!

 

تا حالا به این فکر کرده ای که اگر کارت از همان ابتدا به صورت مجاز منتشر میشد،شاید به این  درجه موفقیت نمیرسیدی؟

به نظر من هیچ فرقی نداشت،مگر کار فریدون غیر مجاز بود که موفق شد؟یا بنیامین؟الان برو داخل اینترنت آن وقت میبینی که ما بیشتر از 1000 تا خواننده غیر مجاز داریم،ولی عملا اسمی ازشان نیست.من سعی کردم کار خوب بسازم برای هر قشری خواندم برای شکست خورده ها،ناامیدها، مذهبی ها و .... واقعا اگر آلبوم من مجاز بود تو خودت گوش نمی دادی؟!

 

بیشترین پیشنهادی که از طرف شرکت ها برای خرید آلبومت در یافت کردی چقدر بوده؟

خیلی بالا بوده،ولی نمیتوانستم بپذیرم.من از کمپانی های ایرانی خارج از کشور هم پیشنهادات نجومی  داشتم.

 

خب اینجا که نمیتوانی کار کنی،چرا نرفتی؟

چرا بروم؟من دوست دارم اینجا کار کنم.آدم در سختی ها پخته میشود.من هنوز هم به آینده امیدوارم.

 

شاید این روزنه امید فیلم علی سنتوری باشد،تو با این فیلم میتوانی مجاز شوی.چند ترانه در این فیلم خوانده ای؟

4ترانه که از ارجینی،صفا و ترانه مکرم است.نمیدانم چه میشود ولی چند وقت پیش شنیدم که گفته  بودند باید ترانه ها از فیلم حذف شود،البته الان دیگر به آن شکل مشکلی نیست.

 

از امیر ارجینی و حسین صفا بگو که ترانه سرای اکثر کار های تو هستند؟

این دو صمیمی ترین دوستان منند.خیلی به این دومدیونم.واقعا شاعر هستند و شعر را میفهمند.اگر شما عاشقانه های این دو را با ترانه هایی که در بازار است مقایسه کنید ،تفاوت را می فهمید.

 

برسیم به بازار مجاز،فکر میکنی موسیقی پاپ ما الان در چه شرایطی قرار دارد؟

خیلی از کارهای مجاز هستند که میشود در موردشان بحث کرد ولی 90 درصد این کارها ماندگار نیستند.

 

به نظر تو ماندگاری شرط است؟

صددرصد.

 

اما الان بحث موسیقی مصرفی زیاد است و این که بیزینس و بازار باید بر موسیقی حکمفرما باشد.؟

الان در دنیا خواننده ها به فکر فرهنگ سازی نیستند و خود به خود به سمت بیزینس میروند.من نوعی اگر به سمت مسائل مالی بروم مسلما موزیک خوب ارائه نمیدهم.یکسری از کارهای اخیر موسیقی  ما خوب فروخته اند،ولی کارهای ماندگار نبوده اند.پرفروش بودن نشان موفقیت نیست.

 

اما مردم ملاک هستند.این را قبول داری؟

بله.اما ماندگاری به نظر من مهم تر است.

 

فکر میکنی کارهای ماندگار انجام داده ای؟

خودم نمیتوانم نظر بدهم،ولی تلاشم را کرده ام.

 

چقدر با خواننده ها دوست هستی؟

خیلی کم.بهترین دوستان کاری من ارجینی،صفا،حمید رزاقی،اکبری و شاهرخ شریفی هستند.

 

از شهاب اکبری بگو.؟
شهاب یک موزیسین حرفه ای است و من از کار هایش خیلی راضی ام.با حوصله کار میکند و این برایم مهم است.

 

چند ماه پیش کلیپ هایی از ترانه های تو مثل نشکن دلمو منتشر شد که ظاهرا کار چند آدم غریبه بود.؟

بله،من همین جا اعلام میکنم که هیچ کدام آنها من نیستم.دو نفر در شمال جای من و یگانه لب زده اند و از این طریق با دیگران ارتباط برقرار کرده اند و شخصیت مرا زیر سوال برده اند.قصه اینترنت هم همین بود به جای من با مردم چت میکنند و بعد من باید پاسخگو باشم!

 

در کار موفق پشت صحنه با خواننده هایی مثل فرزاد فرزین و مقدم همخوانی کرده ای،در این خصوص هم بگو..؟

والا من کار را اتود خواندم.بعد دیدم تنظیم را عوض کرده اند و صدای مرا روی تنظیم جدید گذاشته اند.این کار اصلا قرار نبود ترنس باشد.صدای من هم در استودیوی دیگری ضبط شده بود.در کلیپ هم کسی که  قسمت مرا لب میزند من نیستم.

 

پیش آمده که همکارانت مثلا خواننده ها پشت سرت حرف بزنند؟

بله،ولی من کار خودم را انجام میدهم.هر کس هر چه میخواهد بگوید،فقط خودش را خراب میکند.

 

وحرف آخر؟

حرفی نیست جز تشکر،مرسی

 

 

 

        نوشته شده توسط محمد | لينک ثابت | موضوع: مصاحبه
دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 23

سلام دوستان.اين هم مصاحبه جديد محسن چاوشي  

برای خوندن این مصاحبه به ادامه متن برید:

 

بیوگرافیتون

 

محسن چاوشی متولد1358/5/8 در خرمشهرم دوخواهر وسه برادر دارم

 

وبچه یکی مونده به آخری خانوادم

 

مجرد یا متاهل؟

 

مجرد

 

در حال حاضرکجای تهران ساکنی؟

 

سلسبیل

 

چه طوری به خوانندگی پا گذاشتی؟

 

به طور اتفاقی

 

اولین بار کجا به صورت نیمه حرقه ایی خوندین؟

 

دردوران خدمت سربازی به صورت نیمه حرفه ایی خوندم و

 

اولین آلبومم رو جمع کردم

 

آهنگسازی هم میکنی؟

 

من آهنگسازم نه خواننده

 

چه طور برای علی سنتوری انتخاب شدی؟

 

اینو باید ازعوامل اون فیلم بپرسین؛ شما نظرتون چیه؟

 

شاید یه رابطی وجود داشته؟

 

هیچ وقت هیچ جایی رابطی نداشتم وگرنه یه خواننده غیرمجاز محسوب نمیشدم

 

غیر مجاز خوان شریف

 

علی سنتوری کارسختی بود؟

 

هر کاری سختیه خودشو داره هیچ چیزی آسون بدست نمیاد

 

با بهرام رادان هم روبرو شدی؟

 

بله

 

فکر میکنی کار خوبی از آب در بیاد؟

 

دیگران چه تعریفی دارن؟

 

شما خودتون تعریفی از اون ندارین؟

 

فکر میکنم آدم باید همه چیزرو تو خودش نگه داره

 

آدم درون گرایی هستی؟

 

یه چیزی بین درونگرا وبرونگرا

 

خاکی وبی ریا بودن یعنی چی؟

 

خدا میگه توخودت رو تو خودت کوچک کن بزرگ کردن بیرونت با من

 

شما خاکی هستین؟

 

این رو باید از دوستانم و اطرافیانم بپرسین

 

چرا اینقدر نا امید واز زبون کسی که شکست عشقی خورده میخونین؟

 

این تو وجود منه... چون خیال پرداز خوبی هستم... من عشقی نداشتم

 

که از پیشم بره و من برای اون بخونم... لحن غم تو وجودمه

 

پیشنهاد بازیگری هم داشتین؟

 

نه

 

اگر داشته باشین قبول میکنین؟

 

نه هرکسی را بحر کاری ساختند

 

یعنی توی بازیگری موفق نمیشین؟

 

ما قبلا دیدم خواننده هایی که هنرپیشه شدن وموفق نبودن ویا بازیگرانی که به

 

موسیقی پا گذاشتن و موفقیتی نداشتین

 

این اواخر ازگوشه و کنار شنیده ایم قراره خوانندگی روکناربگذارید؟

 

دقیقا

 

چرا؟

 

بنا به دلایل شخصی

 

بی نهایت کجاست؟

 

خداست...

 

چه چیزی رو بی نهایت دوست داری؟

 

همونی که پرسیدی کجاست

 

چرا دلت از خیلی ها گرفته؟

 

از امیر ارجینی شاعرش باید بپرسی

 

یعنی برای شما وجود ندارن؟

 

چرا وجود دارن

 

چه کسایی هستن؟

 

بهتره بگم همون خیلی ها هستن

 

کنسرت هم رفتین؟

 

یه دونه... اون هم برای 10 دقیقه

 

کنسرت کی بود؟

 

خوانندش رو نمیشناختم

 

به عنوان مهمان دعوت شدین یا خودتون رفته بودین؟

 

به عنوان مهمان دعوت شده بودم

 

شهرت تلخ ؛ شیرین ؟

 

تا به حال بهش فکر نکردم

 

خواننده مورد علاقتون چیه؟

 

خیلی ها که نمیتونم اسم ببرم

 

قرار نیست که شاهد یک کنسرت از محسن چاوشی باشیم؟

 

سوالتون این طوری بپرسید که بهتر نیست یه آلبوم مجازاز محسن چاوشی ببینیم؟

 

چرا مجاز نیستی؟

 

تا حالا پرسیدی چرا غیر مجاز میخونی؟

 

چرا غیر مجاز میخونی؟

 

بپرس چرا مجاز نمیخونم

 

شعرهای کارتون رو چه طور انتخاب میکنین؟

 

هر کدوم که به روحیاتم نزدیک باشه... باید به شخصیت و روزگارم بیشتر نزدیک باشه

 

کدوم شاعر رو دوست داری؟

 

امیر ارجینی ؛ حسین صفا

 

چصور یه آدم پیر جوون میشه؟

 

من رو خوب نگاه کنین میفهمین

 

آهنگسازی علی سنتوری با کی بود؟

 

با خودم

 

اگه کسی به تنهاییات سر نزنه چیکار میکنی؟

 

سعی میکنم کوه درد باشم

 

ازاین که صدای سازت همه جا پر شده چه احساسی داری؟

 

این یه احساس کاملا شخصیه به نظرتون قراره دیگران این حس رو بدونن؟

 

تو کارتون هم الگو دارین؟

 

قبلا داشتم ولی الان ندارم الان کاملا خودم هستم واین رو توآلبوم آخرم ثابت کردم

 

مغروری؟

 

برگهای طلایی وقتی فکرمیکنند طلا شدن از شاخه میوفتن

 

موفقیتت رو مدیون چه کسی هستی؟

 

من که هنوز موفق نشدم

 

موفقیت به نظرتون چیه؟

 

اینه که بتونم آدم باشم

 

ولی شما حرف دل خیلی ها رو با آهنگهاتون میزنین؟

 

اونا حرف دل خودمه... اگه حرف دل خودم رونزنم که نمیتونم بخونمش ولی تا آدم بودن

 

خیلی فاصلست

 

چه کسی استعدادتون رو کشف کرد؟

 

هیچ کس از همون اول به موسیقی علاقه داشتم

 

چه طوروقتی آدم از گلایه پر میشه چیزی به جزیه سایه ازش نمیمونه؟

 

هروقت پراز گلایه شدین متوجه میشین

 

میشه کسی خالی از محبت باشه ومحتاج نور خورشید؟

 

ما داریم عشقای کوچولوی زمینی که مثل نورو روشنی است رو تجربه میکنیم تا یاد بگیریم

 

عاشق خدا باشیم چون محبت خدا اونفدربزرگه که ما نمیتونیم اون روبه بدست بیاریم پس ما

 

محتاج به نورخورشیدیم و نور خورشیدهمون عشق خداست

 

توی آسمون زندگیت ستاره ایی نیست که از نبودش خوندی؟

 

حتما نبوده دیگه

 

راه چاره کسایی که تو آسمون زندگیشون ستاره نیست چیه؟

 

فکر میکنم آدم بهتره دنبال نور خورشید باشه

 

برای بدست آوردن چیزهایی که دارین راه رو چه جوری رفتین؟

 

به سختی... آسون به دستشون نیاوردم هرچیزی آسون به دست بیاد آسون هم ازدست میره

 

چرا میخوای با خودکشی تو آسمونا پر بکشی؟

 

خودکشی از بین بردن جسم نیست وقتی فراموش بشی یعنی مردی و ازبین رفتی

 

شاید یه نفر که این مساله رو ندونه جسمش رواز بین ببره؟

 

هر کسی به اندازه شعور خودش برداشت میکنه

 

نمیشه آخریه قصه اول یه قصه دیگه بشه؟

 

فکر میکنین راحته؟

 

امکانش وجود داره؟

 

هر چیزی امکان داره

 

صدای چه چیزی آرومت میکنه؟

 

صدای سازم

 

چه موقع تا صبح بیداری ونفسهات بی تابند؟
من سعی میکنم شبها بیدار بمونم درواقع هر شب بیدارم و کارهام رو انجام میدم


من سعی میکنم شبها بیدار بمونم درواقع هر شب بیدارم و کارهام رو انجام میدم 

خیالات چیه؟

 

من فیلسوف نیستم و نمیتونم توضیح بدم اما فکرمیکنم دنیای غیرواقعی که خیلی چیزها توش ساخته میشه

 

چه موقع دلت خیلی میشکنه؟

 

یه اتفاق، این مساله روپیش میاره ممکنه پسر بچه ایی که اسفند دود میکنه ویا پیر مردی که جوراب میفروشه

 

سفر..........

 

کیه که مسافرت رو دوست نداشته باشه

 

محسن چاوشی کم تحمله یا تحملش زیاده؟

 

سکوت

 

گریه دیگران تاثیری روت میذاره؟

 

شدیدا... چند روزی من روبهم میریزه و کاملا ناراحتم میکنه

 

فکر میکنی چه وفت یه آدم دلش شکسته و از یاد رفته میشه؟

 

وقتی فراموش بشی تقریبا مردی تصورش رو بکن تو جسمی هستی هیچ کس بهت توجه نمیکنه

 

اون موقغ چه حسی داری؟

 

به چه کسی دل میدی؟

 

یه چیز عجیب غریبی هست که نمیتونم جواب بدم

 

تا حالا کسی به دلت خندید؟

 

بله

 

چیکار کردی؟

 

کاری از دستم بر نیومده

 

گلهای یاس تو باغچتون چه بهونه ای میگیرن؟

 

این مساله واقعی نیست پس نمیشه جوابی به اون داد

 

چرا نامادری رو دوست نداری؟

 

در اون آهنگ نامادری را نکوبیده... گفته هیچ کس نمیتونه جای مادرآدم رو بگیره مطمئن باشین

 

اعتماد به نفست چه طوره؟

 

بد نیست

 

از نمره 20 چه نمرایی بهش میدین؟

 

نمره17

 

آخرین کتابی که خوندین چی بوده؟

 

خدا و انسان

 

واقعا میخواین از هنرکناره بگیرین؟!
یه ذره باید به مسائل زندگیم برسم فعلا میرم اما دوباره بر میگردم


یه ذره باید به مسائل زندگیم برسم فعلا میرم اما دوباره بر میگردم 

با رقیبتون چه طور برخورد میکنید؟

 

باورمیکنید کاری با کسی ندارم من کار خودم انجام میدم... به نظر من رقیبی وجود نداره

 

چون هر کسی تو حیطه خودش کار رو انجام میده

 

فقر رو احساس کردی؟

 

بله دیگه احساس کردم و خوشحالم که احساسش کردم چون تو پیشرفتم تاثیر داشته

 

چطوری حسش کردی؟

 

وقتی توی جنگ خونه ات ویران میشه جایی برای خواب وچیزی برای خوردن نداشته باشی برادرهات

 

زیر پتو گریه کنن وخودت مجبور باشی لباسهای دیگرون رو بپوشی حسش میکنی

 

تا حالا ازدستفروش های سر چهارراه خرید کردین؟

 

همیشه این کاررومیکنم... البته اگه پول داشته باشیم

 

سقف آرزوهات کجاست؟

 

آرزوهای آدمها سفق نداره

 

انتقاد پذیرید؟

 

بله اگه انتقاد پذیر نبودم خیلی چیز هارو عوض نمیکردم

 

خدا رو چطور میپرستید؟

 

اونجوری که باید میپرستیدم

 

جواب رد شنیدن چه مزه ایی داره؟

 

بالاخره سخته

 

معمولا چه آهنگی رو زمزمه میکنین؟

 

چون همیشه در حال ساخت آهنگیم بیشتر همونی رو که میسازم زمزمه میکنم اما آهنگ ازبرت دامن کشان

 

خیلی خوشم میاد

 

رابطه ات با چت و اینترنت چه طوره؟

 

بد نیست قبلا برای ارتباط با برادرم زیاد چت میکردم اما خیلی کم شده الان

 

آشپزیتون خوبه؟

 

اون چیزهایی که بلدم رودرست میکنم مثلا سوپ آماده

 

غذاهای جنوبی هم بلدین؟

 

من درست نمیکنم ولی مادرم خوب بلده

 

این طور که پیداست مادرتون رو خیلی دوست دارین؟

 

اگه به کار آدمهای موفق نگاه کنین میبینین چه راه هایی براش باز شده واون هم فقط به خاطراحترام به پدرومادره

 

که تنها دلیل موفقیتشونه...مادرها توقع زیادی از بچه ها ندارن فقط یه احترام ومحبت کوچیک میخوان

 

آخرین آرزوت چیه؟

 

آخرین آرزوم نریزه آبروم

 

کدوم یکی از آهنگاتونو بیشتر دوست دارین؟

 

دو سه تا مثل کفتر چاهی ، صبوری

 

کدوم فصل دوست داری؟

 

از پاییز خاطره جالبی دارم

 

دوست داری هدیه بدی یا هدیه بگیری؟

 

هر جفتش هدیه دلهای آدمها رو بهم نزدیک میکنه

 

موقع عصبانیت چیکار میکنی؟

 

بعضی مواقع نمیتونم خودم رو کنترل کنم وداد میزنم البته اگه به نقطه قرمز برسم چون خیلی خودم رو کنترل میکنم

 

چه چیزهایی عصبانیت میکنه؟

 

خیلی چیزا هست که عصبانی و شدیدا طوفانیم میکنه

 

بد ترین خبر حوادثی که شندیدن چی بود؟

 

زلزله بم

 

سرعتتون تو زندگی چطوره؟

 

سعی میکنم آهسته باشه ولی پیوسته باشه

 

توی رانندگی چطور؟

 

افتضاح با سرعت کم هم تصادف میکنم

 

ارتفاع؟!
خوشم میاد... ارتفاع و دوست دارم چون جالبه به همون اندازه که دوستش دارم ازش میترسم


خوشم میاد... ارتفاع و دوست دارم چون جالبه به همون اندازه که دوستش دارم ازش میترسم 

تا به حال به بن بست برخورد کردی؟

 

بله

 

برای نجات چه راهی رو پیش گرفتی؟

 

تو دورانی که به اون چسبیدی باید محتاط عمل کرد ونا امید نشد تو این موفقیت ها آدم آروم آروم خودش رو

 

از اون مخمصه بیرون میکشه

 

رابطه ات با بچه ها چطوره؟

 

خیلی دوستشون دارم

 

بازیگر مورد علاقتون کیه؟

 

استالونه رو به خاطر سهت بودنش دوست دارم قیافه خوبی نداره ولی خیلی جذابه

 

چه رنگی رو دوست داری؟

 

همه رنگها

 

گفتن کلمه ببخشید براتون سخته؟

 

نه... آدم که اشتباه میکنه باید به اشتباهش پی ببره و از طرف مقابل عذر خواهی کنه تو این مواقع باید غرورت رو

 

زیر پات بزاری چون اشتباه کردی

 

حس ششمت چه طوره؟

 

بد نیست مثل همه آدمها

 

هر چند وقت یه بار دفترخاطرات ذهنتون رو ورق میزنین؟

 

بستگی داره تو چه موقعیتی باشم مسلما چیزهایی وجود داره که خاطرات گذشته رو تداعی کنه

 

چه سازی میزنی؟

 

بیشتر با سازهای الکترونیک کار میکنم

 

زیباترین شعری که شنیدین؟

 

شعر روی کاغذ اونقدر جون نداره وقتی که با موسیقی تقلیل میشه تازه جون میگیره من شعرهایی رو همیشه

 

تو خاطردارم که اغلب با موزیک همراه بوده

 

تو دوران بچگی شیطون بودی؟

 

بله

 

تقلب هم میکردی؟

 

بله

 

چه طوری؟

 

کاغذ لوله میکردم وتوی خودکار میزاشتم وتو فرصت مناسب از روش تقلب میکردم

 

ازت تقلب هم میگرفتن؟

 

یه دفعه ازم تقلب گرفتن ومعلمم بهم 2 داده

 

چرا 2؟

 

نمیدونم شاید خواسته دلم نشکنه

 

فوتبالیست مورد علاقت کیه؟

 

مارادونا

 

تیم مورده علاقت کدومه؟

 

چون فوتبال باعث شد خیلی اززندگی عقب بیوفتم دوستش ندارم و تویه دورانی فوتبالم خوب بوده وبا

 

علی موسوی که همسایمون بوده بازی میکردیم اما از درس وزندگی کاملا عقب افتادم

 

یعنی بازیهای جام جهانی رو ندیدید؟

 

فقط بازیهای ایران بازی فینال، به نظرم بازیهای بیهوده ای یه چون 23 نفر باری بدست آوردن

 

یه کاپ میجنگند

 

حرف آخر؟

 

هنوز به آخر خط نرسیده

        نوشته شده توسط محمد | لينک ثابت | موضوع: مصاحبه
دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 23

محسن چاووشي: اكثر كارهايم مجوز داشت، اما...
    
    
هراز گاهي تب خواننده‌هاي جديد و جوياي نام بازار موسيقي را گرم مي‌‌كند... يك روز همه به دنبال رضا صادقي مي‌‌روند و روز ديگر صداي بنيامين آنها را شيفته خود مي‌‌كند... اما در اين بين بازار آلبوم‌هاي غيرمجاز هميشه داغ داغ بوده و هست. حضور و شهرت خواننده‌هاي نام آشنا و بي‌‌شمار از جمله محسن چاووشي، حامد هاكان و... خيلي از اهالي موسيقي را دلسرد و نگران كرد... هر چند چاووشي براي توليد آلبومش تا مرحله نهايي مجوز هم پيش ‌رفت اما در نهايت بدشانسي آلبومش به صورت غير مجاز منتشر شد. در هر حال گفتگو با خواننده‌اي كه مي‌‌خواهد پس از اين، سكرت عمل كرده و تمام توليداتش را با مجوز رسمي به دست مخاطبانش برساند براي ما جالب بود اميد آنكه اين مصاحبه شما را هم راضي كند.او به اين باور است كه اگر كارهايش به يغما نمي رفت، همه شان مجوز مي گرفت،‌اما دوستان اجازه ندادند كه چنين اتفاقي بيفتد...
    
خانواده سبز: چي شد محسن چاووشي به جمع خوانندگان پيوست؟
چاووشي: يك روز وقتي داشتم كتاب شعر مريم حيدرزاده را ورق مي‌‌زدم احساس كردم چقدر اين نوشته‌ها با روحياتم

سازگار است، از آن روز به بعد مدام كلام ايشان را زمزمه مي‌‌كردم تا اينكه...
خانواده سبز: آلبوم «نفرين» آلبوم شما بود؟
چاووشي: بله... البته نفرين در حد يك ماكت باقي ماند...
خانواده سبز: يعني قرار بود مجوز بگيرد و بازخواني شود؟
چاووشي: آن كار حتي به تنظيم هم نرسيد، آن زمان وزارت ارشاد از خوانندگان ماكت كارها را تحويل مي‌‌گرفت و روي آنها مجوز صادر مي‌‌كرد كه از اقبال بد من اين آلبوم لو رفت، دست به دست چرخيد و بدون گرفتن مجوز به خانه‌ها راه پيدا كرد.
خانواده سبز: پس به دنبال مجوز هم رفتيد؟
چاووشي: بله، اما بعد از پخش غير مجاز ديگر مجوزش را نگرفتم، چون فايده‌اي نداشت.
خانواده سبز: اما اين فضا خيلي هم به ضرر شما نشد!
چاووشي: به ضررم كه نشد اما در عوض خيلي‌ها روي من حساس شدند البته وقتي فهميدند كه غير مجاز پخش شدن آلبوم كار خودم نبوده و از طرفي نفرين تنها يك ماكت بوده، كوتاه آمدند.
خانواده سبز: فكر مي‌‌كنيد عامل اصلي موفقيت كه نه ! شهرت امروز خود را مديون چه چيز هستيد، شباهت رنگ صدا و يا غير مجاز پخش شدن كارها؟
چاووشي: نمي‌‌دانم از شما به عنوان يك مخاطب سوال مي‌‌كنم. اگر اين آلبوم مجاز منتشر مي‌‌شد، آن را تهيه مي‌‌كرديد؟ هر چند در اين صورت خيلي سريع‌تر و گسترده‌‌تر توزيع مي‌‌شد.
خانواده سبز: در عوض كنار صدها آلبوم تازه توليد شده ديگر قرار مي‌‌گرفت؟
چاووشي: مگر فريدون را چه كسي مي‌‌شناخت؟! حتي مني كه در زمينه موسيقي فعاليت مي‌‌كنم هم ايشان را نمي‌‌شناختم اما وقتي آلبومش وارد بازار شد از پرفروش‌ترين‌ها بود.
خانواده سبز: به نظرتان آلبوم نفرين مجوز مي‌‌گرفت؟
چاووشي: خيلي از تراك‌هاي نفرين مجوز داشت. من به دنبال مجوز نهايي بودم كه متاسفانه لو رفت. در ضمن خيلي از كارهايي كه امروز با داشتن مجوز منتشر مي‌‌شود هم از نظر مضمون و... شبيه نفرين است.
خانواده سبز: تا به حال آلبوم مجوز دار هم منتشر كرديد؟
چاووشي: نه، اما خيلي از كارهايم از جمله آلبوم «لنگه كفش» كه تمام آهنگهايش مجوز داشت تا مرحله ثبت‌نهايي هم ‌رفت اما در نهايت نه تنها به صورت غير مجاز، بلكه با كيفيت بسيار پايين پخش ‌شد. حتي تعدادي از آهنگ‌هايي كه براي دوستان ديگر ساخته بودم با صداي من به دست مردم رسيده بود.
خانواده سبز: چرا؟! چرا بايد تمام كارهايتان بدون اطلاع شما به صورت غير مجاز منتشر شود؟
چاووشي: اين بحث خيلي تكراري شده.
خانواده سبز: بله، موضوعي تكراري كه متاسفانه هنوز هم تكرار مي‌‌شود.
چاووشي: به هر حال كارها دست افراد به ظاهر معتمدي مي‌‌افتد كه شايد ناخواسته اين روند را به همراه دارد.
خانواده سبز: چرا اكثر كارهاي محسن چاووشي سياه است و چرا شما عشق امروزي را به اين صورت وارد موسيقي كرديد؟
چاووشي: اين حرف را قبول ندارم، چون كارهاي من سياه نبوده.
خانواده سبز: اما سفيد و اميدوار كننده هم نيست

چاووشي: شايد ترانه‌هايي كه من خواندم به خصوص در آلبوم نفرين تلخ باشد اما سياه نيست و با همين آلبوم هم مخاطب زيادي جمع كردم اما امروز خيلي از آن كار راضي نيستم، چون معتقدم هيچ عاشق، سخن سخت به معشوق خود نگفت.
خانواده سبز: يعني آن زمان با ترانه‌هايشان، موافق و هم عقيده بوديد؟
چاووشي: حتما موافق بودم، چون تا با ترانه‌ها ارتباط حسي برقرار نكنم، نخواهم خواند، ولي امروز با گذشت چهارسال ايدئولوژي‌هايم تغيير كرده و معتقدم خواندن نفرين بزرگترين اشتباهم بوده هر چند نفريني كه حيدرزاده خيلي خوب آن را سروده بود.
خانواده سبز: امروز چه تعريفي از عشق داريد؟
چاووشي: اجازه دهيد در اين زمينه صحبتي نكنم.
خانواده سبز: در اين مورد نظري نداريد يا اينكه چون با كارهايتان در تناقض است، ترجيح مي‌‌دهيد صحبت نكنيد؟
چاووشي: درست متوجه شديد، من قبلا كارهايي را خواندم كه با حرف‌هاي امروز قابل اصلاح و جبران نيست، در واقع براي صحبت كردن در اين باره، لازم به گذشت زمان بيشتري است.
خانواده سبز: يعني از خواندن آن ترانه‌‌ها پشيمان شديد؟
چاووشي: امروز، با ديد ديگري به مقوله عشق نگاه مي‌‌كنم، هر چند مرز بين نفرت و عشق تنها به اندازه يك مو باريك است... اما اگر صحبتي كنم به‌طور مسلم مريم حيدرزاده هم زير سوال مي‌‌رود.
خانواده سبز: براي اولين بار چه كسي تشخيص داد صداي خوبي براي خواندن داريد؟
چاووشي: شايد باورتان نشود اما تا امروز هيچ‌كس چنين حرفي به من نزده، اگر خواننده شدم فقط با تشخيص خودم بود.
خانواده سبز: مي‌‌دانيد الان چند تا محسن چاووشي داريم؟
چاووشي: خيلي زياد. افرادي كه به نام من هر كاري از جمله مي‌‌كنند!
خانواده سبز: شايد به اين دليل است كه مردم تصوير شما را نديده‌اند.
چاووشي: درست است، بايد با انتشار آلبوم مجوز‌دار و چاپ عكسم به اين وضعيت پايان دهم و تا زماني‌كه اين اتفاق نيفتد، اجازه چاپ عكس‌هايم را ندارم.
خانواده سبز: پس آلبوم جديد شما را در نوار فروشي‌هاي معتبر پيدا خواهيم كرد؟
چاووشي: اميدوارم كه اين اتفاق بيفتد.
خانواده سبز: اشعار اين آلبوم از چه كساني است؟
چاووشي: رضا صفايي، امير ارجعيني، ليلا رضايي، حميدرضا رزاقي و ترانه مكرم براي ده تراك ترانه‌سرايي كردند، يك كار متفاوت با كارهاي قبلي‌ام.
خانواده سبز: در مورد اين كار بيشتر توضيح مي‌‌دهيد؟
چاووشي: در اين آلبوم صداي من شبيه هيچ‌كس نيست. هر چند در ابتدا، همان خواننده لس‌آنجلسي اظهار كرده بود اين دو صدا (صداي من و خودش) كاملا متفاوت بوده و هيچ شباهتي به هم ندارند اما باز هم اين تصور را در كار جديد به كلي از بين بردم، ضمن كه اين در اين آلبوم موسيقي تلفيقي ( پاپ، سنتي) كار كردم.
خانواده سبز: چقدر با موسيقي سنتي آشنا هستيد؟
چاووشي: خيلي كم.
خانواده سبز: يعني دستگاه‌هاي موسيقي را هم نمي‌شناسيد؟
چاووشي: نمي‌شناسم چون به تازگي وارد اين حيطه كاري مي‌شدم.
خانواده سبز: پس چطور كار تلفيقي انجام مي‌‌دهيد؟
چاووشي: به كمك دوستان سنتي‌كار، در ثاني ما فقط نت‌هاي نوشته شده را با سازهاي سنتي نواختيم

 

 

 

        نوشته شده توسط محمد | لينک ثابت | موضوع: مصاحبه

ALL RIGHTS RESERVED BY McFans.blogfa.com
Authors : Hojjat - Mohammad - Nasser Hamid ( Hira )